باربارا هولانیکی بنیانگذار Biba چگونه قوانین مد را بازنویسی کرد

برای شماره سالانه “The Originals” ، از خلاقان – پیشگامان در زمینه های هنر ، طراحی ، مد ، کمدی ، فعالیت، و بیشتر – برای به اشتراک گذاشتن بینش خود در مورد وفادار ماندن به خود. همه مصاحبه های امسال را اینجا بخوانید.

در چرخش دهه 60 و 70 لندن ، مغازه شما ، Biba ، مکان مناسبی بود – پاتوق ستارگانی مانند میک جگر و بریژیت باردو ، و انبوهی از دختران شیپورخوار در جستجوی کلاه فلاپی کامل ، بو پر و به سختی دامن کوتاه وجود دارد به نظر شما چرا چنین موفقیتی به دست آمد؟

شما نمی دانید که در آن دوره اوضاع در انگلستان چقدر بد بود. شما این نسل باورنکردنی را داشتید که پول داشتید خرج کنید و جایی برای خرج کردنش نداشتید. ما می خواستیم چیزی در رقص از بین برود ، اما چیزی جز لباسهای پیرمرد پیرمرد وجود نداشت. و مد فقط برای خانم هایی بود که ناهار خوردند. مانند Dior ، 25 لباس مشکی بود ، یکی با دو دکمه در اینجا ، بعدی با سه دکمه در آنجا و بعدی با چهار دکمه. بارها و بارها همین سبک بود. ببخشید دیور! حالا دیگر هرگز اجازه ورود به آنجا را نمی دهم.

چگونه کار خود را در زمینه مد آغاز کردید؟

من به مدرسه هنر برایتون رفتم [now University of Brighton, School of Art and Media] برای انجام مد ، اما احساس می کردم زمان زیادی طول می کشد ، و بی حوصله بودم که خانه را ترک کنم و به تنهایی بیرون بروم. من فکر کردم تصویرسازی ممکن است سریعتر باشد. تعداد زیادی تصویرسازی در همه خانه های مد در پاریس وجود داشت ، بنابراین من توانستم همه اینها را ببینم ، که شگفت انگیز بود – و شگفت انگیز حوصله سر بر همه لباسها بود من چهار سال کار کردم ، و این کافی بود. شوهر من ، فیتز ، گفت: “من فکر می کنم شما باید سعی کنید به طراحی بازگردید.” سفارشات پستی دیوانه وار رشد می کرد ، مانند خریدهای آنلاین در حال حاضر. من می توانستم یک نقاشی در روزنامه اجرا کنم ، و ما لباس را به این طریق می فروختیم. جهنم مطلق بود! من و فیتز مجبور بودیم شب ها سفارش بدهیم زیرا هر دوی ما روزها کار داشتیم. و ما در آستانه تسلیم شدن بودیم که فلیسیتی گرین از آینه روزانه با من تماس گرفت و گفت: “من می خواهم تو یک لباس برای ما طراحی کن.” بنابراین ، من با یک لباس جینگهام صورتی روبرو شدم که بسیار ارزان بود – 25 شیلینگ. در نهایت ، ما 90 هزار لباس فروختیم که همه یک سایز و یک رنگ بودند.

مقالات جدید خواندنی  معرفی قدرتمند ترین موتور تاریخ شرکت BMW +مشخصات

در سال 1974 ، شما یک فروشگاه 8 طبقه آرت دکو در خیابان کنزینگتون را تصاحب کردید ، جایی که همه چیز را از پیراهن و رژ لب گرفته تا کنسرو لوبیا ، دکوراسیون منزل و معروف ، پوشک سیاه بسیار شیک فروختید. چگونه Biba از یک برچسب مد به اولین برند سبک زندگی تبدیل شد؟

خوب ، ما فقط بزرگ و بزرگتر شدیم زیرا بسته بندی شده بودیم! ما در مقطعی شماره 2 مقصد گردشگری لندن بودیم. برج لندن شماره 1 ، ما شماره 2 و کاخ باکینگهام شماره 3 بود. و من متوجه شدم که هر چیزی که من نیاز دارم ، مشتریان من نیز نیاز دارند. همه ما غذای خوبی مانند آنها در فرانسه می خواستیم ، زیرا غذای انگلیسی وحشتناک بود. و سپس ما می خواستیم خانه های خود را تعمیر کنیم ، بنابراین شروع به انجام کارهای داخلی و کارهای خانه کردیم. و سپس ما بچه دار شدیم و به وسایل بچه ها نیاز داشتیم. پسرم در حال حاضر 50 ساله است و می گوید: “مادر! آیا می توانید لطفاً در مورد پوشک مشکی من دیگر صحبت نکنید! “

باربارا هولانیکی ، در استودیوی خود در میامی با عکس ها ، طرح ها ، خرده ریزها ، و یک نسخه از کتابش از A تا Biba.

دستیار عکس: آلفونسو دوران.

شما در دهه 80 زندگی خود هستید و هرگز خلق خود را متوقف نکرده اید. شما فضای داخلی هتل های کریس بلکول را انجام دادید ، شما فقط کمپین جدید Bottega Veneta را نشان دادید و برای بهار ، شما یک برچسب جدید ، Hula ، با پلت فرم مد دیجیتال BrandLab360 راه اندازی می کنید. چه چیزی شما را نگه می دارد؟

مقالات جدید خواندنی  Crawleys در تریلر «Downton Abbey: A New Era» بازگشته اند.

مد هرگز متوقف نمی شود ، اینطور نیست؟ و من خرده فروشی را دوست دارم. من قبل از اسرائیل در فلسطین بزرگ شده بودم و هیچ مغازه ای وجود نداشت. من قبل از آمدن به انگلیس در زندگی خود عروسکی ندیده بودم. بنابراین من بسیار هیجان زده بودم که بتوانم لباس و وسایل خودم را بخرم. و این هیجان هرگز از بین نرفت. در دهه 60 ، پیرزن های شیک با رانندگان خود به فروشگاه های بزرگ می آمدند و طبقه به طبقه کار می کردند. آنها خرید می کردند ، موهایشان را مرتب کردند ، سپس آرایششان را مرتب کردند ، سپس چای خوردند و خودشان احمقانه نوشیدند. همش سبک زندگی بود! و من فکر می کنم که اکنون دوباره کار می کند ، زیرا چه کسی می خواهد نگران مبارزه با ترافیک و پارکینگ و همه چیز خسته کننده باشد؟ من آن فضا را بسیار بسیار با دقت تماشا می کنم. من هنوز دوست دارم مغازه ای بسازم.