اولیویه روستینگ در مورد آسیب های شدید سوختگی صحبت می کند

کمی بیشتر از یک هفته پس از جشن دهمین سالگرد فعالیتش در رأس Balmain ، اولیویه روستینگ نقطه عطفی دیگر را رقم می زند. روز یکشنبه ، طراح 36 ساله فاش کرد که دقیقا یک سال قبل ، شومینه خانه او در پاریس “منفجر شد”. صبح روز بعد در بیمارستان بیدار شد و دچار سوختگی شدید شد. او در زیر اینستاگرام عکسی از خودش در یک قالب کامل بالا تنه نوشت: “من همه کار کردم تا این داستان را از دید بیشتر افراد پنهان کنم و سعی کردم برای مدت طولانی این راز را با تیم ها و دوستانم مخفی کنم.” “وقتی بهبود یافتم ، فقط روزها و شبها کار کردم تا همه مجموعه هایم را فراموش کنم و ایجاد کنم ، سعی کردم با مجموعه هایم جهان را در رویا نگه دارم.”

روستینگ از چشم مردم محو نشد. او به مصاحبه و عکاسی ادامه داد ، در حالی که آثار زخم ناشی از سوختگی خود را با ماسک صورت ، یقه یقه ، آستین بلند و “حتی حلقه های متعدد روی همه پوشانده بود. [his] انگشتان دست. ” (او پنجاه ماه پس از تحمل جراحت ، در هنگام نمایش پاییز بالمین در ماه مارس ، یک یقه یقه آستین بلند آستین بلند پوشید.) “او صادقانه می گوید من واقعاً مطمئن نیستم که چرا اینقدر شرم داشتم.” “شاید این وسواس کمال که مد به آن معروف است و ناامنی های خودم …”

این روزها ، روستینگ ادامه داد ، او “شفا یافته ، خوشحال و سالم است”. او همچنین به نسخه ای از کمد لباس معمول خود برمی گردد که نشان می دهد قفسه سینه خود را نشان می دهد: طراح تعظیم خود را در کنار سوپرمدل هایی مانند لارا استون و نائومی کمپبل در نمایشگاه بهار 2022 Balmain در اوایل این ماه با پیراهن بدون بلیزر عمیق V انجام داد.

مقالات جدید خواندنی  جی پی اس،دستگاهی برای موقعیت یابی - 🚓 09120808168🚓

اولیویه روستینگ در باند دهمین سالگرد نمایش Balmain خود در هفته مد پاریس در 1 اکتبر 2021.

عکس توسط دومینیک شاراریو از طریق گتی ایماژ

مجموعه ای که قبل از روستینگ قرار داشت دارای لباس های بانداژ مجلل بود و بسیاری از مدل ها او را با نسخه های حلقه های دوتایی که همچنان بر روی هر یک از انگشتانش می پوشاند مطابقت دادند. او در حالی که پشت صحنه بود ، ارتباط بین منتقدان را برقرار کرد و اکنون از انجام چنین کاری با عموم مردم هیجان زده است. او در مجموعه ای از پست ها درباره “تولد دوباره” خود نوشت: “آخرین نمایش من در مورد جشن شفا بر درد بود.” “به یاد دارم وقتی همه بانداژهایم را بیرون آوردند احساس می کردم [like] آزادی »