وقتی Vibes خاموش است چگونه می توانم سرگرم شوم؟

کمدین و بازیگر زن کاترین کوهن به دنبال شرح حال عجیب و غالباً تحقیرآمیز یک زن 20 ساله است. در آهنگهای اصلی نمایش او و در پادکست محبوبش به دنبال درمان باشیداو (همراه با کمدین همکار پت ریگان) کلیشه های آرزوی هزاره ای را به هم می ریزد ، در مورد رابطه جنسی با داروهای ضدافسردگی م deadثر است و پیروزی هایی مانند یافتن عشق یا نوشیدن هفت آبجو را با جدیت جشن می گیرد. اولین کتاب او ، خدا من امشب مدرن احساس می کنم: اشعار از یک گال درباره شهر اکنون بیرون است از کاترین س aالی دارید؟ آن را به askcatherine@wmagazine.com ارسال کنید.

سلام کاترین – تابستان امسال بحث های زیادی درباره نحوه “خاموش شدن” لرزش ها انجام شده است. و حداقل برای من ، آنها چنین بوده اند … انتظارات زیادی در مورد این تابستان وجود داشت که در آن آزادی و جشن برگزار می شد ، اما انرژی در گروه دوستان من به نوعی متزلزل و خسته است. شاید به خاطر وضعیت بد آب و هوای نیویورک یا این واقعیت است که ما بیش از حد به چیزها فشار می آوریم تا عالی باشد. در هر صورت ، من امیدوارم در این هفته های اخیر (امیدوارم) آفتاب و گرما تا حدودی نجات پیدا کند. آیا نکاتی برای استفاده بیشتر از کثیفی های یک فصل عجیب و غریب دارید؟ چگونه می توانیم عادی جدید را بپذیریم و سرگرمی واقعی داشته باشیم؟ Xx

عزیزم اگر احساسات دیگر خاموش بود ، هر روز لباس زیر من می شد. این یک روش جالب و سکسی برای اشتراک گذاری است که من واقعاً لباس زیر نمی پوشم. من متوجه این نکته نمی شوم که آنها فقط در هر دقیقه از زندگی من به بالا می روند؟ این ناخالص است؟ مطمئناً ، اما می دانید چه کسی دیگری لباس زیر نمی پوشد؟ سگ ها و آنها بسیار زیبا هستند!

ادامه می دهم … من کاملاً موافقم – تابستان امسال یک تمسخر کوچک است. یادتان هست وقتی همه واکسینه شدیم و گفتیم همه گیری تمام شده است ؟! آیا ما تا به حال اینقدر جوان بودیم؟ شما باید بخندید … در غیر این صورت هنگام تماشای فیلم گریه می کنید جزیره عشق در تخت خواب. متأسفانه ، همه گیری هنوز تمام نشده است ، دلتا خودش را می شناسد و زندگی ما همانطور که قبلاً می دانستیم از بین رفته است.

تنها کاری که می توانیم در حال حاضر انجام دهیم این است که به درد تکیه دهیم ، در طول خیابان به آن سلام کنیم و راه برویم. برخلاف آنچه مجله من می گوید ، هنوز چیزهایی وجود دارد که باید منتظر آنها باشید – هنوز شادی وجود دارد. ما باید آخرین جرعه های تابستان را در آغوش بگیریم و روی (چند) مزایای زندگی همه گیر تمرکز کنیم – غذا خوردن در خیابان بسیار اروپایی است ، پیک نیک در پارک بسیار پاک است ، دوچرخه سواری از روی پل ، بسیار زیبا!

بقیه تابستان امسال مربوط به کاهش سرعت است ، سپاسگزار بودن از اینکه همه ما هنوز زنده ایم و عمدی بودن در مورد نحوه گذراندن وقتمان ، که اگر کمی فکر کنید فوق العاده است. بعد از کار با کسی که خواهرت با او به دانشگاه رفته بود مشروب بخور. خداحافظی با اجتناب از مردان در جلیقه های پاتاگونیا در نوار. زمان بازگشت به روزهای بی پایان مدرسه تابستانی فرا رسیده است – فقط در چمن دراز کشیده ، به هیچ چیز نخندید ، در مورد همه صحبت کنید. زندگی به زودی دوباره به سرعت خود ادامه می دهد … درست است؟ درست؟! بولر؟

هی گربه! من فقط به یک شهر بزرگ در ساحل شرقی نقل مکان کردم و در مورد آن فکر می کنم [your joke on your podcast about being a] “خانم در فیلم” همیشه وقتی کارهای معمولی انجام می دهم ، مانند سوار شدن در مترو ، و غیره. س Myال من در مورد نیاز به تأیید اعتبار است (lol): من متوجه شده ام که اخیراً ممکن است به دلایل دلبستگی دچار شوم ، زیرا همسرم خیلی کمتر از من یک تکسستر ثابت است اگر چند روز بدون پیغام عشق/گزاف گویی/معاشقه بگذرد ، باور می کنم که چیزی اشتباه است ، وقتی منطقی است باید بدانم که همه چیز خوب است. من در حال حاضر یک درمانگر ندارم ، اما من از نیاز مستمر خود برای همیشه تأیید رابطه مان تعجب می کنم. احساس می کنم نسبت به خواسته هایم مبنی بر معاشقه کردن با متن یا به طور تصادفی یک کاروان کوچک کثیف به راه می افتم یا حتی الگوهای رفتاری ارسال می کنم که باعث می شود در مورد آنها فکر کنم وقتی به نظر می رسد که آنها این انگیزه های مشابه را ندارند. هنگامی که نیازهای ما برای توجه مثبت از همگام نیست ، چه کنم؟ ممنون

دختر شما در یک فیلم خیلی خانم هستید. من فقط می توانم شما را در یک ژاکت کش نخی بزرگ که روی یک فنجان چای می لرزید تصویر کنید ، در حالی که این س perfectال کامل را تایپ می کنید و برای یک ستون نویس مشاوره مجله زیبا ارسال می کنید! به عنوان قدیس حامی احساسات ، تیلور سویفت ، یکبار گفت ، به نیویورک خوش آمدید. هیچ مکان دیگری وجود ندارد و همه افراد دیگر در نهایت در تعطیلات هستند.

من این سوال را دوست دارم زیرا این چیزی است که من بارها احساس کرده ام. (ستاره ها … آنها نیز مانند ما هستند.) بدیهی است که من به دوست پسر خود نیاز دارم تا برایم پیام ارسال کند. “من عاشقانه عاشق شما هستم ، استعداد طبیعی شما ، بازوهای معمولی و جنب و جوش پر جنب و جوش شما. من نمی توانم منتظر بمانم تا شما را از بین ببرم و سرانجام زندگی خود را با شما شروع کنم “هر ساعت چند بار تا در رابطه ام احساس امنیت کنم. اما او می گوید که “کمی زیاد است” ، بنابراین ما توانسته ایم سیستم متفاوتی را ایجاد کنیم.

هنگامی که ما برای اولین بار شروع به ملاقات کردیم ، در مورد پیامک بسیار دعوا کردیم (یعنی او به اندازه کافی به من پیام نمی داد و من درست گفتم) من یکبار هنگام مسافرت یک عکس سکسی برای او ارسال کردم و او جواب داد “هههه”. *لحظه سکوت لطفا*

اما پس از چند مکالمه طولانی که هر دو توانستیم نیازهای خود را بیان کنیم ، به پیام کوتاه محدود شدیم و تصمیم گرفتیم در عوض بر زمان گذاشتن در مکالمه تلفنی تمرکز کنیم. اکنون ، ما به ندرت پیام می دهیم. اگر در یک شهر هستیم ، بیشتر شب ها یکدیگر را می بینیم و وقتی از هم دور هستیم به Facetimes و تماس های تلفنی پایبند می مانیم. این احساس صمیمی تر است و به ما اجازه می دهد در هر کاری که در طول روز انجام می دهیم حضور بیشتری داشته باشیم.

فکر می کنم اولین چیزی که باید از خود بپرسید این است که چرا احساس می کنید به متن های بیشتری از طرف شریک خود نیاز دارید؟ آیا احساس می کنید وقتی در حال گذراندن زمان با هم با IRL هستید چیزی کم است؟ آیا به همین دلیل است که وقتی از هم جدا هستید به دنبال اعتبار سنجی هستید؟ یا این که به سادگی از برقراری ارتباط در طول روز لذت می برید؟ هیچ اشتباهی در آن مورد وجود ندارد! فقط نباید از ارسال پیامک بیش از حد به شریک خود خجالت بکشید. متن سه گانه نشانه عشق واقعی است…

آیا با شریک خود در این مورد به طور واضح صحبت کرده اید؟ این کاملاً قابل قبول است که بگویید: “سلام ، من دوست دارم هر شب یک پیام شب بخیر دریافت کنم” ، یا “آیا می توانیم سه بار در هفته سعی کنیم به فیس تایم برویم؟” اگر آنها صدای شما را شنیده اند و مایل به تلاش هستند ، به آن زمان بدهید. تغییر مردم خیلی طول می کشد. صبور و بخشنده باشید. (یک دو نفره نمادین تر را نام ببرید … منتظر می مانم.)

سرانجام ، اگر نیازهای خود را بیان کرده اید و هنوز احساس ناامنی می کنید ، ممکن است چیزی در رابطه از دست رفته یا قطع ارتباطی وجود داشته باشد که نمی توان آن را کنار گذاشت. این تقصیر شما نیست. هیچ مشکلی وجود ندارد که بخواهید تمام عشق دنیا و سپس برخی از آنها را بخواهید.

سلام گربه ، من یک مرد 29 ساله همجنسگرا هستم و قبلاً هرگز رابطه ای نداشتم. دو هفته پیش با این پسر برای اولین ملاقات آشنا شدم و ما فقط عاشق هم شدیم. چهار قرار ما در حال حاضر بهترین رابطه جنسی را در زندگی من داشتیم ، فقط ساعت ها در آغوش می گرفتیم و این شادترین شادی است که فکر می کنم تا به حال بوده ام. حالا نکته اینجاست: دو ماه دیگر او برای همیشه کشور من را ترک می کند ، هزاران مایل دورتر حرکت می کند. از زمانی که او به من گفت ، من یک آشفته احساسی هستم و نمی توانم گریه ام را حتی در محل کار متوقف کنم. آیا باید این کار را فعلاً متوقف کنم یا دو ماه دیگر به طور کامل به او توجه کنم و بعد از رفتن او کاملاً خراب شوم؟

به معنای واقعی کلمه ادامه دهید تا زمانی که قلب شما دچار تار و پود شود ، مانند کاهو کوه یخی روی یک نارنگی خرد شده است. Fuuuck من عاشق ساب ایتالیایی هستم! به زمین افتادن و لذت بردن از این شخص فوق العاده ادامه دهید تا او برود و هنگامی که او می رود (همه آنها ، اتفاقاً ، به هر طریقی) گریه و هق هق می کند و درباره آن می نویسد و به همه کسانی که می دانید درباره آن می گویند و اجازه می دهد درد شما را بشوید. در حالی که می فهمید این تجربه دریچه ای را در قلب شما باز کرده است و تمام فضایی را که باید دوست داشته باشید و در عوض دوست داشته شوید به شما نشان می دهد.

از این رابطه سپاسگزار باشید و صادقانه ، سپاسگزار باشید که این رابطه به پایان می رسد (مرگ = مادر احساسات زیبایی) زیرا شما را برای رابطه بعدی آماده کرده است. حتی اگر این شخص همزاد شما باشد (به هر معنا که باشد) ، من فرض می کنم که چون این اولین رابطه شماست ، قبل از اینکه برای همیشه آرام شوید ، می خواهید کمی بیشتر آزمایش کنید.

بگذارید این تجربه شما را به معشوق بعدی شما هدایت کند و اگر قصد دارید با این شخص ارتباط مجدد برقرار کنید ، این کار را خواهید کرد. هرچقدر هم که دیوانه کننده به نظر برسد ، من به سرنوشت اعتقاد دارم. * تیری بلافاصله در قلب من پرتاب می شود و من با صورت رو به پایین در کاسه آبگوشت خود می روم.* تا جایی که می توانید از این ارتباط لذت ببرید. قطع کردن آن چه فایده ای دارد؟ به سادگی برای احساس درد زودتر؟ لطفا ، زندگی به اندازه کافی سخت است.

سلام کاترین ، من یک سوال دارم! من یک مرد 27 ساله همجنسگرا هستم که در یک شهر ساحلی شرقی زندگی می کنم و معمولاً شوخی بسیاری از شوخی ها است ، و سعی می کنم بفهمم چگونه بعد از همه گیری می توان تاریخ را تعیین کرد. به عنوان یک هزاره ، من با استفاده از برنامه ها برای بیشتر دوستیابی/ارتباطات بزرگ شدم و راحت ترین افرادی نبودم که در “زمانهای قبل” می شناختم. اکنون ، من مطمئن نیستم که چگونه در خارج از شهر چگونه با افراد جدید ملاقات کنم. آیا توصیه ای برای نحوه برخورد با افراد گرم در ملاء عام و شروع گفتگوها دارید ، به ویژه در پی همه گیری زمانی که معاشرت با غریبه ها ممنوع بود.

فیلم های سینمایی (نمی توان با آنها زندگی کرد ، نمی تواند بدون آنها زندگی کند!) ما را به این باور رسانده است که نزدیک شدن به افراد داغ در ملاء عام یک اتفاق الهی است ، چیزی که تنها زمانی اتفاق می افتد که ماه در یک شیب و خدای خاص آویزان می شود. خودش از تیم فرشته های کوچک و کرکی خود می خواهد تا یک دیدار زیبا را در مسیر شما قرار دهند.

در واقع ، شروع گفتگو با غریبه ها ساده است – این فقط نیاز به پیش بینی ، اعتماد به نفس و مرگ ملایم نفس دارد. آیا می توان شیرینی عشق را در حالی که با سوزش طرد شدن روبرو نشده است به هم زد؟ فکر کنم نه همه اینها را باید بگوییم ، شما همه ابزارهای لازم برای ملاقات با فردی شگفت انگیز را دارید و در درخشش مدرن این مه همه گیر مست ، همه بسیار شاخدار هستند و به شما سلام می گویند! حساسیت آنها بستگی به آن دارد!

قبل از اینکه جهان ما به یک بیمارستان بزرگ تبدیل شود ، فرمول من برای معاشقه این بود که فقط چهار نوشیدنی بخورم و بازوی کسی را بازیگوشانه لمس کنم. اکنون که همه ما کمی بیشتر مراقبت می کنیم ، فکر می کنم زمان مناسبی برای کار بر روی چشم های لعنتی (خردسال من در دانشگاه) و رقص کلاسیک لبخند در hottie است ، به پایین نگاه کنید ، به چیزی که دوست شما گفته است بخندید ، دوباره لبخند بزنید در hottie ، آبکشی کنید و تکرار کنید. اگر ظرافت این حرکت ها با شکست مواجه شد ، می توانید به سراغ کتاب کلاسیک من بروید: از کسی بپرسید ساعت چند است! من می دانم که شما به چه چیزی فکر می کنید – BuT mY pH0nE sAyZ the TiMe – اما وانمود کنید گوشی شما در مغازه است که روغن آن تعویض شده یا حتی بهتر است مرده باشد و زمان را از غریبه بخواهید.

اگر این س toال منجر به مزاحمت می شود ، می توانید بعداً در شب نشان دهید که در واقع تلفن خود را دارید و به سادگی فکر می کنید غریبه مورد نظر 100٪ زیبا بود! جذاب ، داستان خوب ، پرنعمت. دوستش دارم. این روش در سال 2011 وقتی برای دیدن آرکید فایر در هاید پارک به تنهایی رفتم و از گروهی از هنرپیشه ها پرسیدم ساعت چند است برای من بسیار شگفت انگیز بود. یک گلدان پورتا آه ، برای جوان بودن! بیرون بروید و یکبار برای همه ما خوش بگذرانید!